سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سه چیز عامل دوستی است : خوش خویی، ملایمت نیکو و فروتنی . [امام علی علیه السلام]
اندیشه روشن
تحلیلی در باره حقیقت مارتین لوتر و
شباهت های او با پولس
همان طور که می دانید و در پست های گذشته بیان شد این
که پولس را ما فردی می دانیم که با قصد قبلی و به قصد ضربه زدئن به آیین
مسیح آمده بود و می خواست با منحرف کردن آیین مسیح نسل یهود را از مسیحی
شدن و به تبع آن نابودی بنی اسرائیل یهودی نژاد پرست نجات دهد او با
تغییرات اساسی در آیین مسیح آن را به طور کامل از خط سیر یهودیت و حتی از
تمام ادیان گذشته جدا کرد و مسیر سیل خروشان مسیحیت را از یهودیت دور ساخت
و باعث بی اثر شدن و خنثی شدن آیین مسیح و بقاء و دوام یهودت شد.
خیلی برای بنده
جالب اسن که میان دو نفری که تحول های
عمده در آیین مسیحیت ایجاد کرده اند ( یعنی پولس و لوتر ) شباهت های قابل
توجهی به هم دارند که انسان را به تامل وا می دارد بنده قضاوت نمی کنم فقط
شباهت ها را ذکر می کنم و داوری را به مخاطبانم واگذار می نمایم











پولس
و لوتر هردو یهودی زاده بودند در باره پولس این از مسلمات تاریخی است که
یهودی به دنیا آمد و مدت زیادی از عمد خود را در آیین یهودیت به سر بردو
علاوهبر آن یک یهودی متعصب و دشمن مسیحیان هم بود

هر دو در یک
واقعه
مشابه جذب کلیسا می شوند همان طور که در تاریخ خوانده اید پولس با یک
ملاقات ادعایی با مسیح داعیه دار رهبری میشود و لوتر البته چون در عصری
متفاوت با پولس می زید مجبور است مساله را واقع گرایانه تر بیان کند و ان
هم یک حادثه تند باد و صاعقه است که او در طی آن با مرگ رو برو میشود البته
بنده نمی دانم و برایم مقداری تحلیل این قضیه سخت است که صاعقه خصوصا اگر
بخواهد جان کسی را تهدید کند به هیچ وجه به گونه ای نیست که مهلت بدهد که
انسان عهدی با خدا ببندد و هم چنین تند باد یک مقدار چنین ادعایی مستبعد
است خوب به هر حال این نوعی شباهت میان ان دو نفر و جود دارد که هر دو در
جایی که جز خودشان شاهد دیگریوجود ندارد گرفتار حادثه ای شده اند و آن
حادثه موجب آگاهی آنان شده ظاهرا.

شباهت دیگر علیه
جامعه مسیحی قیام
کردند و موجب شدند تغییرات اساسی که در آیین مسیح ایجاد کردند پولس در
مقابل حواریین ایستاد و لوتر در مقابل سازمان کلیسا.

شباهت دیگر
اینکه

جنبش آنها کاملا به نفع یهودیت و یهودیان بود البته ممکن است در مورد این
ادعا در باره پولس اعتراض شود که اقدامات پولس موجب گسترش مسیحیت و به تبع
آن تبدیل شدن مسیحیت به آیین رسمی امپراتوری شود  اما باید بگویم   همان
طور که سابقا اشاره کردم پولس و به عبارت بهتر مجموعهیهودی دنیا طلب و ماده
گرا می دیدند که آیین مسیح که اصلاحاتی بر آیین یهود بود روز به روز
پیشرفت می کرد و داشت یهودیت را منقرض می کرد و  و اگر اینگونه پیش می رفت
چیزی از یهود باقی نمی ماند که قطعا باید چنین میشد و همه یهودیان باید به
فرامین حقه عیسی علیه السلام گردن می نهادند اما انها به مقابله پرداختند و
دیدند که (به زعم خودشان) به صلیب کشید عیسی علیه السلام و شکنجه آزار و
کشتار پیروان اوهم فایده ندارد پس بنا بر این پولس مجبور شد تا خود وراد
عمل شود و با حیله و مکر آنهم و دراز مدت یک آیین را به طور کلی منحرف  کند
.


البته پولس در ظاهر دیگر موافقتی با یهود نداشت بلکه با حذف شریعت و ختنه
انگار علم مخالفت با یهود را برداشت اما مارتین لوتر صراحتا از یهودیان
حمایت می کرد و آنها را قوم بر گزیده می دا نست  به این عبارات  مشهور از
مارتین لوتر دقت کنید

«روی سخنم با
کاتولیک ها است، اگر از
این که مرا کافر بنامند خسته شده اند،
بهتر است مرا یهودی بنامند»

«یهودیان
فرزندان خداوند هستند و ما مهمان و
بیگانگانی بیش نیستیم بنابراین باید به این رضایت دهیم که به سان سگ هایی
باشیمکه از پس مانده سفره  سرورانشان می خورند دقیقا به سان زن کنعانی
»

و باید به این شواهد این نکته را هم ضمیمه کنم که یهودیان
یهودیت را غالبا
یک دین نمیدانند بلکه آن را امری موروثی وقبیله ای می دانند پس طبق ادعای
آنها یک یهودی یهودی است اگر چه کمونیست و بی دین ویا مسیحی  مسلمان باشد 
چندی در باره عده ای از یهدیان ک ظاهرا بهادیان دیگر درمی آمده اند تو ضیح
عرض شد مانند یهودیان مارانو بعد از جنبشی که لوتر انجام داد دیگر در میان
پیروان او انگار کینه و عقده به صلیب کشیدن مسیح  نسبت به یهودیان از دل
مسیحیان رفت و  انها به عنوان فرزندان خدا و تنها کسانی که خدا آنها را
شایسته دیده تا کتاب خود را بر او نازل کند می دانند  پس بنده به لوتر
مشکوکم همان طور که در باره پولس و البته این شک به دلیل روایات  اهل بیت
که در باب پولس وارد شده  متقن و قطعی است که او به ایین مسیح خیانت کرده
اما در باره لوتر تحلیل هایی وجود دارد که انسان را به قطع نزدیک می کند و
که لوتر هم یک یهودی وبوده و با قصد  قبلی وارد دستگاه مسیحیت شده تا بار
دیگر با استفاده از ضعف ها وظلم های کلیسا  ضربه های اساسی به آیین مسیح
وارد کند و آن را به طور کامل برای بهره کشی و استمتاع یهودیان فریسی ماده
گرا مهیا و راهوار کند . وا قعیتی که در عصر کنونی اتفاق افتاد  قضاوت با
بیننده عاقل و السلام



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مجاهد فرهنگی 89/7/26:: 11:27 عصر     |     () نظر
اما یورش و حمله
عبرانی به مسیحیت، در
زمان انقلاب «پیورتانی ها» که در قرن هفدهم در انگلستان به وقوع پیوست، به
اوج خود رسید.


پیورتانیسم که خود را کالونیسم به
شمار می آورد، افراطی ترین و تندروترین شکل پروتستانتیسم بود. به همین دلیل
در بزرگداشت کتاب مقدس مبالغه بسیار نمود و با توجه به تعالیم و آموزه های
کالوین عهد قدیم را در رأس کتابهای مقدس و مذهبی قرار داد. پیورتانی ها در
عهد قدیم «نمونه آسمانی و ملکوتی حکومت مردمی و دلیل آشکار و واضح پیروی
بشریت از قوانین را یافتند، قوانینی که اگر از آن تخطی می کردند، مجازات
آنی و عیان بود»... پیورتانی ها به این اکتفا نکردند، بلکه از دولت
خواستند، تورات را به عنوان قانون اساسی انگلستان اعلام کند و به رسمیت
بشناسد. آنها آداب و رسوم یهودیت را جایگزین اصول مسیحیت نمودند. برخی از
آنها اعتقاد داشتند، یهودیت تنها زبان نماز و تلاوت کتاب مقدس است و هنگام
غسل تعمید کودکان در کلیساها به جای استفاده از نام قدیسان مسیحی، از
نامهای عبری استفاده کردند و روز عید قیامت حضرت مسیح به روز شنبه یهودیان
تغییر یافت.




کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مجاهد فرهنگی 89/7/26:: 11:27 عصر     |     () نظر

امام را با کفن آیت‌الله خامنه‌ای دفن
کردیم

 

رابطه عمیق حضرت امام با مقام معظم رهبری و علاقه دوطرفه آنان در دوران
پیش از انقلاب و پس از آن تا رحلت امام بر همگان روشن است.

ظاهراً تقدیر بر آن بود که این رابطه، پس از رحلت امام هم در شکلی خاص تجلی یابد و
آن، ماجرایی بود که هنگام تدفین امام رخ داد و بدن مطهر ایشان با کفنی که آیت الله
خامنه ای برای خود تهیه نموده بودند کفن گردید و دفن شد.

آقای توسلی (از اعضای دفتر امام) در مصاحبه ای این ماجرا را تعریف نموده اند که ما
نیز آن را در سالروز تدفین امام نقل می کنیم: «ساعت ده و بیست دقیقه شب بود که دل
مهربان امام از حرکت ایستاد و صدای شیون و ضجه به آسمان رسید. مسئولان تراز اول
اعلام کردند که همه آرام باشند، چون اعلام خبر در آن وقت شب صلاح نیست. حدود ساعت
دو بعد از نیمه شب، جنازه امام را به خانه شان بردیم . ... سپس مشغول تکفین شدیم و
برد یمانی ای را که حاج شیخ حسن صانعی آورده بودند روی آن پیچیدیم و قرآنی را روی
سینه امام قرار دادیم. صبح به علت کثرت جمعیت تدفین امام انجام نشد و کفن از بین
رفت و جنازه را به جماران برگرداندیم. در آنجا حضرت آیت الله خامنه ای، بردی را که
برای خود نگه داشته بودند، فرستادند، قرآن را روی همان کفن کشیدیم تا بعد از ظهر
که امکان دفن پیکر امام فراهم شد.»

undefined

(مصاحبه آقای محمد رضا توسلی
با نشریه شاهد یاران، شماره 7، صفحه 37)

منبع : http://www.payedars.blogfa.com/8903.aspx








کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مجاهد فرهنگی 89/7/26:: 11:24 عصر     |     () نظر

تحلیل
فیلم گابریل

نام
فیلم : گابریل Gabriel

محصول
2007

کارگردان:
شان ابس (Shane Abbess)

نویسنده:
شان ابس (Shane Abbess)و مت هیلتون تاد (Matt Hylton Todd)

تاریخ
نمایش فیلم: 15 نوامبر 2007

جوایز: 1
نامزدی در جشنواره های گوناگون

محصول
کشور استرالیا

بازیگران:

Andy
Whitfield در نقش Gabriel

Dwaine
Stevenson در نقش Sammael

Samantha
Noble در نقش Jade / Amitiel

Michael
Piccirilli در نقش Asmodeus


 
ما جرای
فیلم
زمین را
ظلمت فرا گرفته است خدا فرشتگانش را فرستاده تا سقوط کرده ها( ظاهرا منظور
فرشتگانی هستند که از دستور خدا تمرد کرده اند) را از بین ببرند و زمینه
ورود نور را به زمین فراهم کنند اما فرشتگان هیچکدام قدرت این کار را
نداشته اند و هر کدام دچار مشکلاتی شده اند آریل(Uriel ) به انسانی معتاد
تبدیل شده  ....

و در مکانی دور از شهر
در ترس و وحشت زندگی می کند آمیتیل (Amitiel) که به صورت زنی در آمده به
اجبار آسمودس(Asmodeus) (1)مجبور شده تا برای ادامه زندگی خود فروشی کند ،
ایتوریل(Ithuriel) که از پیروزی نا امید شده بهترین کار را ساختن نوان خانه
و غذا دادن به بینوایان تشخیص داده ، رافائل (Raphael ) هم زخمی و بیمار
از کانالی زیر زمینی مخفی شده و در آخر اینکه مایکل یا همان
میکائیل(Michael) فرشته مقرب الهی که به زمین آمده بود و اثر از او نیست و
همه گمان می کنند که کشته شده است در این حال خدا برای نجات زمین از نور
آخرین فرشته خود یعنی جبرئیل (گابریل Gabriel) را می فرستد که سقوط کرده ها
را بکشد و نور را به زمین بر گرداند جبرئیل روی زمین می آید و سعی در جمع
کردن نیرو های سابق دارد و تنها چیزی که به آن می اندیشد بر گرداندن دوستان
است و انگار به تطهیر و هدایت دوستان و اصطلاحا برادرانش از برگرداندن نور
هم بیشتر اهمیت میدهد گابریل دوستانش را یکی پس از دیگری می یابد و با
دیدن وضعیت آنها مطمئن میشود که آنها نمی توانند کار موثری انجام دهند پس
خود دست به کار میشود و یکی یکی سقوط کردگان را از بین می برد اما کسی که
به عنوان قوی سر کرده شیاطین یا همان سقوط کردگان است علی رغم نگرانی شدید
دیگران در مقابل او عکس العملی نشان نمیدهد تا جاییکه مورد تهمت واقع می
شود و مجبور میشود یکی از آنها را خوش به قتل برساند بالاخره همه سقوط
کردگان کشته میشوند تا اینکه نوبت به Sammael میرسد وقتی که گابری با او بو
بو می شود متوجه میشود که او همان مایکل یا به عبارت دیگرمیکائیل ملک مقرب
الهی است که تا به حال گمان می کرده اند او مرده است مایکل به گابریل
میگوید من با تو جنگی ندارم تو برادر من هستی من به این دلیل علیه تو
اقدامی نکرده ام که می خواسته ام تو رهبری ما را بر عهده بگیری اما گابریل
سخن او را نمی پذیرد و با او درگیر میشود تا جایی که هر دو نیمه جان و در
حال مرگ کنار هم می افتند وکه به ناگاه مایکل که ادعا کرد بود که با گابریل
جنگ ندارد ادعای خود را ثابت می کند و آن نیمه جان خود را به گابریل هدیه
میدهد و خود می میرد در سکانس پایانی فیلم می بینیم که گابریل بسیار عصبانی
از دست خداوند بر سر خدا فریاد میزند و او را مقصر همه این مسائل میداند و
به تلافی گرفتاری هایی که خدا برای او و برادرانش ایجاد کرده مانند مایکل
سقوط می کندو جهان دوباره در تاریکی فرو میرود

خدا در آنسوی اسمان است
و دخالتی در زندگی بشر ندارد

یکی از تفکرات رایج در
یهود درباره خدا این است که خدا بعد از خلق انسان دیگر توان دخالت در امور
او را ندارد همان طور که در قرآن می فرماید (وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ
اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ
یَداهُ مَبْسُوطَتان‏ یهود گفتند دست خدا بسته است (دیگر تغییرى در خلقت
نمى‏دهد و چیزى از عدم به وجود نخواهد آمد) به واسطه این گفتار دروغ دست
آنها بسته شد و به لعن خدا گرفتار گردیدند بلکه دو دست (قدرت و رحمت) او
گشاده است‏ )(2) البته این تفکر در درون مسیحیت هم نفوذ کرده همانن طور که
میدانید مکتب دئیسم (3)هم قائل به چنین تفکراتی هست خوب به هر حال در این
فیلم هم در ابندای فیلم می بینیم که گابریل برای ورود به زمین از هزارن
سیاره بلکه ستاره بلکه کهکشان آن طرف تر عبور می کند تا به زمین برسد به
این ترتیب به مخاطب چنین القاء می شود که خدا با این همه فاصله نمی تواند
در امور خلق دخالت کند

مگر تاریکی چه عیبی
دارد

در این فیلم جهان تاریک
خیلی بدتر از جهانی که هم اکنون در آ» هستیم نمایش داده نمی شود بلکه آنچه
بزرگ نمایی میشود فساد جنسی و آزادی و بی بند باری است که این مورد هم از
نظر به ظاهر متمدنین این زمانه امری منفی تلقی نمی شود و مواردی از قبیل
فقر نا امنی و .... که نمایش داده می شود موارد بسیار جدی نیست و نظیر آن
در حال حاضر در غرب وجود دارد و چیز مهمی نیست انگار سازنده فیلم می خواهد
بگوید حکومت شیطان خیلی هم بد نیست بلکه نسبت به حکومت خدا مزیت هایی هم
دارد و آن هم لذت های ناشی ار آزادی و بی بند و باری و همچنین آرامشی که در
سایه تفرد و تنهایی جهان تاریک وجود دارد است که بسیاری از مردم این مورد
را ( البته به ادعای سازنده فیلم ) می پسندند.

شیطان برای آزادی انسان
میجنگد

در این فیلم می بینیم
مایکل که تمرد کرده چند بار در طول فیلم ادعامی کند که خواستار آزادیست و
خطاب به یکی دیگر از شیاطین می گوید تو برای قدرت می جنگی اما من برای آزدی
ولی مقصودمان یکی استو در نهایت به یک هدف دست می یابیم البته نمی توان بر
این افراد زیاد خرده گرفت چون این فکر از تورات تحریف شده ناشی می شود
انجا که خدا از ترس اینکه بشر به مقام او دست اندازی نکند او را از دانش و
زندگی ابدی محروم می کند اما ابلیس او را به خوردن میوه دانش راهنمایی می
کند و به خاطر این فدا کاری برای انسان است که به این بلا گرفتار میشود (4)
پس این گونه القلء می شود که انگار اینگونه کا تا به حال گفته میشد شیطان
موجود بدی هم نیست بلکه انگار از خدا بر تر است چون خدا میخواهد انسان را
برده خود کند اما شیطان برای آزادی انسان تلاش می کند

خدا شکست می خورد

در سکانس پایانی فیلم
که می توان گفت تمام فیلم زمینه چینی برای رساندن پیام چند دقیقه آخر فیلم
است می بینیم که گابریل می فهمد که مقصر اصلی این جریان خدا است و تصمیم می
گیرد در مقابل برنامه او مقابله کند و جلوی خدا را بگیرد و تر جیح می دهد
که او هم مانند دیگران سقوط کند تا اینکه برگردد و برده خداوند باشد

مگر این شهرات چقدر
جذابند

سازنده فیلم به طرز
ناموفقی قصد دارد احساسات انسانی را قوی و بزرگ جلوه دهند و در بخش های
مختلف فیلم این مفهوم که ( در این جهان چیز هایی حس میشود که در جای دیگر و
سابقا حس نشده بود) این جمله توسط فرشتگان سقوط کرده و مایکل تکرار میشود و
مدام می خواهند شهوات و امیال انسانی را بسیار یزرگ و قوی و موثر جلوه
دهند من با این رفتار این آقایان به یاد آیاتی از قرآن می افتم که شیطان
چگونه زینت ها و شهوات را در برابر انسان زیبا جلوه می دهد (زُیِّنَ
لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساء... مردم ظاهر بین دنیا پرست و
کوته نظر را آرایش حبّ شهوات نفسانى که عبارت از میل به زنها و ....)(قالَ
رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ
لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ آن گاه شیطان گفت: خدایا مرا گمراه کردى من
نیز در زمین (همه چیز را) در نظر فرزندان آدم جلوه میدهم (تا از یاد تو
غافل شوند) و همه‏ى آن‏ها را گمراه خواهم کرد )(5) خداوندا ما را از دست
شیاطین انسی و جنی نجات بده.



1- آسمودس یا همان آسمودس پادشاه بزرگ
شیاطین است در زبان که در تلمود هم نام او برده شده و به زبان عبری( ?????
?‎ Ashmedai ) می باشد

2- سوره مائده آیه 64

3- خداانگاری (به انگلیسی: Deism) این
باور است که خدا وجود دارد و گیتی فیزیکی را خلق کرده‌است ؛ اما در عمکرد
آن مداخله نمی‌کند. خداانگاری مرتبط با فلسفه دینی و جنبشی است که وجود خدا
را از عقل استنتاج می‌کند. خداانگاری درباره این که خدا در خارج از گیتی
چه انجام می‌دهد ، هیچ‌گونه موضع‌گیری نمی‌کند. این برخلاف اصل اعتمادگرایی
در دین‌های اسلام، مسیحیت، زرتشتی و یهودیت است که بر وحی در کتاب‌های
مقدس تکیه می‌کنند.خدا انگاران بیشتر وقایع فراطبیعی را مانند معجزه و
پیشگویی رد می‌کند و معتقد هستند که خدا در زندگی انسان‌ها و قوانین طبیعی
گیتی مداخله نمی‌کند. آن‌چه که آئین‌های سازمان‌دهی‌شده وحی و کتاب آسمانی
می‌نامند خداانگاران تفسیرهای افراد دیگر می‌دانند. به باور خداانگاران
بزرگ‌ترین هدیه‌ای که خدا به انسان داده‌است دین نیست بلکه قدرت استنتاج
است.

خداانگاری در قرن ?? و ?? در دوره
روشنگری به‌ویژه در فرانسه، پادشاهی متحده و ایالات متحده رواج بسیار
یافت.مخصوصا در میان مسیحیانی که نمی‌توانستند مفاهیمی مانند سه‌گانگی خدا،
الهی بودن مسیح، معجزه‌ها، بی خطایی نوشته‌ها یا عصمت وحی را قبول کنند
اما به خدای یکتا اعتقاد داشتند. در ابتدا گروهی خاص تشکیل نشده بود ولی
این بینش بعدها باعث به بوجود امدن آیین‌هایی مانند توحیدگرایی و
جهان‌گرایی توحیدگرا شد و تا امروز به شکل‌های خداانگاری مدرن و خداانگاری
کلاسیک ادامه دارد.( منبع دانش نامه ویکی پدیا)

4- کتاب مقدس سفر پیدایش باب اول

5- سوره آل عمران آیه14

6- سوره حجر آیه 39

کلمات کلیدی: نقد فیلم


نوشته شده توسط مجاهد فرهنگی 89/4/17:: 2:4 عصر     |     () نظر

برای اینکه تاثیرات منفی یهودیت را بر مسیحت گذاشته اند باید از
ابتدای داستان بنگریم و اینکه ابتدای این جریان  چه زمانی و به وسیله چه
کسی اتفاق افتاد  با اندک تاملی در تاریخ مسیحیت خواهیم فهمید که حضرت عیسی
و  آیین او بزرگ ترین تهدید برای یهودیت ماده گرا  و زر سالار بودند  باید
این دسته افراد دست به کار میشدند و کاری می کردند اما زور  و تهدید  هم
روش عملی نبود بلکه در اکثر موارد نتیجه عکس می داد  در این حال پولس با
نفوذ به بدنه دین مسییت ح موفق شد با سکولاریزه و عرفی کردن این دین تا
حدود بسیاری این دین را در مقابل یهودی ماده گرا خلع سلاح کند


 

پولس که بود...

پولس یک یهودی متعصب و شکنجه
گر مسیحیان بود و در آزار مسیحیان جدیت زیادی از خود نشان می داد (1)اما پس
از مدتی به ناگاه ادعا کرد که مسیح بر او ظاهر شده  و او را هدایت کرده و
به این وسیله توجه مسیحیان را به خود جلب کرد  او در ابندا ادعایی نداشت
بلکه خود را
در جایگاهی بسیار پایین‌تر از حواریون
می‌دید:

« لایق نیستم که به رسول
خوانده شوم چونکه بر کلیسای خدا جفا می‌رسانیدم» (اول قرنتیان ?? :? )

اما به فاصله ی کوتاهی و پس از اینکه
اعتماد مسیحیان را به خود جلب کرد  مدعی مقامی بزرگ و جایگاهی سترگ شد.

« زیرا مرا یقین است که از بزرگترین رسولان هرگز کمتر نیستم »
(دوم قرنتیان ?? :? )
« می‌بایست شما مرا مدح کرده باشید !!! از آن رو
که من از بزرگترین رسولان به هیچ وجه کمتر نیس‍‍تم » (دوم قرنتیان ?? :?? )
«در
خود عیبی نمی‌بینم لکن از این عادل شمرده نمی‌شوم» (اول قرنتیان‌? :? )
«ای
برادران با هم به من اقتدا نمایید» (فیلیپیان ? :?? )

پولس بعد از اینکه جامعه ساده لوح مسیحی آن زمان گنجایش  ادعا های
او را دارد وارد وادی تبلیغ شد  اما  دین عیسی مسیح علیه السلام را تبلیغ
نکرد بلکه برداشت شخصی خود از آن را ترویج می کرد و اصلا به آنچه حواریون
می گفتند توجه نمی کرد بلکه با تعالیم انها به مقابله می پرداخت :

پولس پس از مسیحی شدن با
حواریون مصاحبت نداشتد او که خود را رسول ویژه مسیح می‌دانست با پطرس نیز
مخالفت می‌نمود:

« و اما
چون پطرس به انطاکیه آمد او را روبرو مخالفت نمودم زیرا که مستوجب ملامت
بود » (غلاطیان ? :?? )

پولس ظاهرا تمام همتش این بود که برای
آیین مسیح به هر قیمتی پیروان بیشتری پیدا کند. بدین خاطر وی برای جذب
رومیان عقاید و احکام مسیح را تغییر داد. همچون رومیان برای خدا پدر و
فرزند درست کرد و معتقد به سه خدایی شد. لکن بجای خدایان آنها یعنی
«أوزیرُس» و پدر و فرزندش، عیسی را گذاشت که خدای فرزند و بود و خدای آسمان
که خدای پدر است و سومی آن روح القدُس است
.
او 
همچنین برای جذب مردم روم که به شراب معتاد بودند و در دین بت پرستی هیچ
قید و بندی نداشتند، اعلام کرد در مسیحیت هیچ حرامی وجود ندارد و همه چیز
حلال است و ختنه کردن را ممنوع دانست و  صراحتا اعلام نمود که نباید به
شریعت پایبند  بود
جان بی ناس می نویسد: پولس حواری را غالبا دومین موسس
مسیحیت لقب داده اند و مسلما او در این راه تلاش بسیار کرد و فرقه
طرفداران اصول و شرایع را مغلوب ساخت ولی اهمیت او بیشتر ازاین جهت است که
وی اصول الهیات و مبادی الوهی خاصی به وجود آورد که سبب شد   نصرانیت عالم
گیر شود. از این جهت بزرگ ترین خدمت را در تحول غربی، پولس انجام داده
است(2)او صریحا اعلام کرد که دیگر عمل ختان وجوبی ندارد و همچنین رعایت
حلال وحرام در طعام وشراب ضرورت نخواهد داشت و افراد بشر را به نجس وطاهر
نباید تقسیم کرد و در سراسر قضایا فرقه متعصبان و پای بندان به شریعت موسوی
در کلیسای اورشلیم با پولس حواری اختلاف و نزاع پیدا کردند(3)
اختلاف
میان پولس و پطرس تا آنجا گسترده بود که کلیسای رم در سال ?? م. مجبور به
مداخله جهت پایان بخشیدن به اختلافات این دو جناح شد. پولس که حضرت عیسی(ع)
را درک نکرده بود و نزد هیچیک از حواریون وی هم  شاگردی نکرده بود تا
مسیحیت را از آنان بیاموزد، برای آنکه تعلیماتش زیرسئوال قرار نگیرد که تو
این تعلیمات را از کجا آورده ای , ادعا  میکرد با ملکوت خدا در تماس است و
خداوند با او حرف می زند. پولس  در نامه ای به مسیحیان قٌرَنتی می  نویسد: "
چهارده سال پیش مرا به آسمان ها بردند. از من نپرسید که بدنم به آنجا رفت
یا روحم چون خود هم نمی دانم فقط خدا می داند. ولی بهرحال خود را در بهشت
دیدم.  در آنجا چیزهایی شنیدم که آدم حیرت می کند؛ نه میشود  آن ها را
تعریف کرد و نه میشود در کلمات گنجاند. تازه اجازه هم ندارم که به کسی
چیزی  بگویم .
به طور خلاصه تحریفات پولس  عبارت بود از :
1- برداشتن
شریعت
2- برداشتن وجوب ختنه
3- ابداع تفکر عیسی خدایی و تثلیث
4-
ابداع تفکر فداء
همه این موارد در  در خدمت  خلع سلاح مسیحیت  به نفع
فریسیان دنیا پرست آن زمان بود چون این دین نو ظهور تهدیدی جدی برای منافع
آنان بود 

این مقاله ادامه دارد.....

پاورقی ها



1- پولس - که در انجیل گاهی «سولس» هم نامیده
شده - در شهر طرسوس در کیلیکا، در حدود سال دهم میلادی، در خانواده‌ای
فریسی زاده شد. وی پس از کارمندی روم نام یونانی پولس(که  به معنی کوچک
است)
س کیست؟
 را به جای نام عبری شائول برگزید. پولس، زبان یونانی و
رومی را آموخت و با نوشته‌های شناخته شده ادبیات باستانی یونان آشنا شد؛
وی حرفه چادردوزی را آموخته بود و چندین سفر نیز به اورشلیم داشت. وی در
اورشلیم، از گملیئل بن هیلل علوم دینی و تلمود را آموخت. او نخست به نام
آئین یهود به مبارزه با مسیحیت پرداخت و در اورشلیم بسیاری از مسیحیان را
کشت.

بنا به روایت «انجیل» در یکی از سفرهایی وی، در مسیر جاده
دمشق، شبانگاه شخص «عیسای مسیح» بر وی ظاهر شد. «مسیح» او را به نام عبری
اش خطاب نمود و این جمله را به وی گفت: «شائول، شائول، چرا مرا آزار می
رسانی؟» در ادامه «مسیح» شخصا به او ماموریت داد تا سفیر خداوند برای غیر
یهودیان باشد. «مسیح» همچنان به او گفت که بینایی اش را از دست خواهد داد و
به او شخصی در مقصد راهش - دمشق - معرفی نمود تا بنزدش برود. پولس،
شگفتزده از این اتفاق فرا طبیعی و در نابینایی کامل به آن شهر و ملاقات آن
شخص - مردی به نام ««حنانیا» - می رود و سپس بینایی اش را باز می یابد.

بدین
ترتیب، پولس آئین یهود را کنار گذاشت و به مسیحیت گروید. یهودیان،
فرماندار دمشق را به دستگیری پولس واداشتند. بنا به روایت مسیحی، پولس در
میان سبدی از فراز دیوارهای شهر گذشت. پولس، چندی به عربستان رفت و به نام
مسیح به سخنوری پرداخت. برنابا، دست موافقت به او داد و کلیسای اورشلیم را
ترغیب کرد تا بشارت عیسوی را ابلاغ کند. برنابا، همچنین، برای اداره کلیسای
انطاکیه از او یاری جست. بر اساس کتاب اعمال رسولان، پولس یک سفر تبلیغی
به اورشلیم نیز داشته است.ولی اندکی پس از آن عازم سومین سفر تبلیغی خویش
شد،‌ از مسیحیان در انطاکیه و آسیای صغیر بازدید کرد، دو سال را در افسوس
گذرانید،چند ماه را در فیلیپی، تسالونیکا، و بیریه تأسیس کرده بود
گذرانید.       منبع دانشنامه ویکی پدی
2  - 
اhttp://www.aryanacity.com/
3- همان

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مجاهد فرهنگی 89/3/30:: 8:2 عصر     |     () نظر
<      1   2   3   4   5      >